|
نامه کروبی اثر کرد؛ بازداشت 3 روحانی بروجردی! |
|
دادگاه ویژه روحانیت اهواز، 3 تن از روحانیون بروجردی را که در برخورد با غائله فرقه دراویش بروجرد، نقش داشتند، احضار و بازداشت کرد.
به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام عبدالرحیم بیرالوند امام جماعت مسجدالنبی (ص) بروجرد، به همراه حجت الاسلام کشوری و بلبل زاده که شنبه شب از سوی دادگاه ویژه روحانیت منطقه احضار شده بودند، پس از بازجویی بازداشت شدند. |
نامه جمعی از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی به وزير كشور
بسم الله الرحمن الرحیم
متن كامل پاسخنامه وزير کشور به مهدي کروبي
«مصطفي پورمحمدي» وزير کشور به نامه مهدي کروبي درباره تخريب حسينيه دراويش بروجرد که در مطبوعات منعکس شده بود، پاسخ داد.
در نامه وزير کشور به دبير کل حزب اعتماد ملي آمده است ضمن تشکر از ارسال نامه و تذکر در رابطه با يکي از مسائل جدي اجتماعي و سياسي و تقدير از احساس مسووليت، مطالبي را جهت اطلاع جنابعالي و همه شهروندان به خصوص هموطنان ساکن در استان لرستان و شهرستان بروجرد تقديم مي دارم؛
1- دفاع از حقوق همه شهروندان در اقصي نقاط کشور در همه سطوح و از همه گروه ها و طبقات اجتماعي با باورها، گرايشات، تمايلات گوناگون از اصلي ترين وظايف و رسالت هاي نظام جمهوري اسلامي است، وزارت کشور به عنوان يکي از متصديان اين حوزه پيوسته و مکرر بر اين اصل تاکيد داشته و در تثبيت، تقويت و تحقق آن کوشيده است؛ صحبت ها، مواضع، اقدامات و پيگيري هاي صورت گرفته در دوره مسووليت اينجانب سندي گويا و محکم بر اين مدعا است.
2 - تقويت همبستگي ملي و ايجاد فضاي تفاهم، حسن ظن، اعتماد، اميد به آينده، دلبستگي و وابستگي به آرمان ها و منافع عمومي يک تکليف ديني و ضرورت ملي و انقلابي است که رهبري هوشمند و معزز در طليعه سال جاري به عنوان وحدت ملي و انسجام اسلامي بيان فرمودند. در اين راه، وزارت کشور همه همت و کوشش خود را به کار گرفته است و آرامش نسبي موجود و کاهش کشمکش ها و برخوردها در نقاط مختلف کشور مرهون اين تلاش، مسووليت شناسي و پيگيري جدي و کارشناسانه است.
3 - در رابطه با حادثه بروجرد اکثر ملاحظات و اصول پيش گفته لحاظ و اعمال شده و خوشبختانه به نحوي مناسب مديريت شده است و مطمئناً اگر جنابعالي از آنها اطلاع داشتيد پيام تقدير و خدا قوت ارسال مي نموديد.
4 - بي شک تحرکات فراواني در جهت ايجاد بدبيني، تفرقه، تشديد اختلافات، گسست ها و ناآرامي اجتماعي، نافرماني مدني، تعصبات قومي، زباني، اعتقادي و ديني صورت مي گيرد که همه آگاهان به امور کشور و جهان اسلام و جنابعالي به خوبي از آنها مطلعند، نسبت به آنها دغدغه و نگراني دارند.
اقدامات گسترده، حمايت هاي پيوسته آشکار و پنهان و بودجه فراوان شبکه هاي متنوع راديويي و تلويزيوني و سايت هاي اينترنتي، همه حکايت از اين برنامه و هدف کينه ورزانه، فتنه انگيزانه و بي محاباي دشمنان امت اسلامي و ملت بزرگ ايران دارد که الزاماً هوشمندي، تيزبيني، اقدامات پيشگيرانه و خنثي کننده و برخوردهاي سازنده و هدايتگرانه در راستاي تعالي و توسعه و تحقق اهداف بلند نظام اسلامي و مردم شريف ايران را توسط مسوولان، دست اندرکاران، نخبگان، فرهيختگان، فعالان سياسي اجتماعي، صاحبان قلم و رسانه و همه دلسوزان طلب مي کند و خداوند متعال را سپاسگزاريم که در اين جهت توفيقات فراواني نصيب ملت ايران کرده است. ولي متاسفانه جهان اسلام از اين منظر تحت فشار سخت ترين شرايط و وضعيت است و فرصت ها و منابع عظيم خود را مشغول و گرفتار اين مصيبت مي بيند و هزينه هاي انساني و مادي و معنوي بسياري بر او تحميل شده است.
5- بدون ترديد رفع شبهات و انحرافات فکري و اعتقادي با روشنگري، گفت وگوي سازنده و استدلال در فضاي تفاهم و حسن ظن صورت مي گيرد و آنچه قرآن کريم و اولياي اسلام و معارف و ادبيات ديني به آن هدايت و دعوت مي کنند اين روش است؛ «و جادلهم باللتي هي احسن»، «ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم».
روش و سياست جمهوري اسلامي پيوسته اينگونه بوده است هرچند با تندروي ها، برخوردهاي احساسي و بعضاً متعصبانه و ناآگاهانه روبه رو هستيم که بايد تلاش کنيم منطق عقلاني و صحيح و فضاي مباحثه سازنده و حق محور حاکم و تقويت شود.
6- در حادثه بروجرد به دنبال آسيب رسيدن به در ورودي مکاني متعلق به دراويش، عده يي از اهالي مورد تعرض دراويش قرار گرفته و مضروب مي شوند و چند ساعتي نيز به گروگان درمي آيند که با وساطت مسوولان امنيتي رها مي گردند.
به دنبال اين ماجرا اهالي در مسجد محل تجمع نموده و اعتراض مي کنند و ضرب و شتم و هتک حرمت چند نفر از اهل مسجد و امام جماعت آن را برنمي تابند و اصرار بر تعطيلي مکان موصوف و برخورد با متخلفين مي نمايند.
7- مسوولان مربوطه از ابتداي حادثه با حضور فعال در بين دوطرف و گفت وگو با آنان طرفين را دعوت به آرامش و رسيدگي قانوني مي نمايند که متاسفانه نتيجه بخش نبوده و بر تجمع مردم افزوده شده و به مساله يي خبري و بزرگ و تحريک کننده تبديل مي گردد.
8 - نکته قابل توجه اينکه به دنبال صحبت ها و مذاکراتي که با دو طرف صورت مي گيرد قرار مي شود مجتمعين در مسجد و مکان موصوف متفرق و امنيت آنجا به مامورين انتظامي واگذار تا رسيدگي کامل از مجاري قانوني صورت گيرد که عده يي هم محل را ترک مي نمايند ولي متاسفانه با تحريکات انجام شده به خصوص از مجاري بالاتر آن گروه افراد باقي مانده در آن مکان حاضر به ترک محل نشده و متفرقين نيز مجدداً مراجعت مي نمايند.
9 - پس از اين شرايط دراويش موصوف اقدام به جمع آوري سنگ و چوب در محل خود نموده و جمعيت نيز در اطراف آنان و در محل مسجد تجمع مي نمايند که متاسفانه با سنگ اندازي گسترده و برخورد طرفين حادثه اوج مي گيرد و منجر به زخمي شدن تعداد وسيعي از اهالي محل مي شود که اين وضعيت منجر به حمله اهالي به مکان موصوف و تخريب و آتش گرفتن بخشي از آن مي گردد که به دنبال اين امر مامورين نسبت به تامين کامل محل و پاکسازي آن اقدام مي نمايند.
10 - حضور، پيگيري و تصميمات مسوولين شهرستاني و استاني به صورت پيوسته و با متانت همراه با راهنمايي و راه حل تفاهمي بوده است به نحوي که آقاي استاندار و برخي مسوولان استاني و اعضاي شوراي تامين شهرستان طي دو روز و در انتها از نيمه شب تا صبح در بين مردم و در جلسه تصميم گيري و مديريت صحنه بوده اند که همين حضور مسوولانه سبب کاهش برخورد و پيامدها و عوارض آن شده است.
11- به دنبال اين حادثه عوامل تحريک و زد و خورد از طرفين شناسايي و تعدادي دستگير و تحويل يا معرفي به مقامات قضايي شده اند و فعالان و دلسوزان نيز در جهت ترميم و حل و فصل مناسب تنش ها تلاش مي نمايند که اميدواريم به شکل مناسب التيام يافته و جبران شود.
12- چنانچه آگاهان مطلعند حوادث اجتماعي، پيچيده و متاثر از عوامل گوناگون و به سرعت متغير و داراي فراز و فرود و شدت و کاستي است و مديريت و کنترل آنها به شکل منطقي، کم تنش و حتي الامکان غيرقهرآميز امري دشوار و دور از دسترس است که در اغلب حوادث اتفاقي در مناطق مختلف جهان از پيامدهاي آن اطلاع داريم. دست اندرکاران و کارشناسان امنيتي و اجتماعي و سياسي پيوسته در تلاش بوده و هستند اينگونه پديده ها با کمترين هزينه، کمترين زمان و کمترين تبعات مديريت و کنترل شود که در بسياري از موارد به لطف خداوند متعال موفق بوده ايم.
در پايان به ملت شريف و همه دلسوزان اطمينان مي دهم با تمام توان، همت، دلسوزي و پيگيري و با اجراي دقيق مقررات و قوانين و نگاهي عالمانه و کارشناسانه نسبت به تامين حقوق تک تک شهروندان حساس و مراقب بوده و خود را ملتزم و موظف مي دانيم. ضمناً يادآوري مي نمايم حال که دشمنان ملت ايران در پي توطئه، فتنه انگيزي و بهانه جويي هستند و به دروغ و خلاف و با يک کلاغ چهل کلاغ کردن ها به دنبال سوژه و مستمسک هستند بهتر است تا ابراز حساسيت ها، تذکرها، بيان ضعف ها، ايراد انتقادها و هشدارها با هوشمندي و فراست و زمان شناسي همراه بوده و در جهت تقويت همبستگي ملي و کاهش تنش ها و انحرافات و افراط ها و تفريط ها باشد.
توفيقات بيشتر همه دلسوزان، خادمان ملت ايران و جنابعالي را خواستارم.
نامه گلايه آميز مهدي كروبي به وزير كشور در مورد حوادث بروجرد
مهدي كروبي در نامهاي به وزير كشور با اشاره به حوادث اخير در بروجرد و درگيريهايي كه در ارتباط با دروايش گنابادي در اين منطقه به وجود آمد، خواستار كشف ريشه و عوامل اين حادثه و برخورد با متخلفان شده است.
در اين نامه خطاب به حجتالاسلام والمسلمين پورمحمدي، با اداي سلام و احترام آمده است:
همانگونه كه مستحضريد سال 1386 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و اين نامگذاري از طرف رهبر معظم به منظور تشويق علما و روحانيون، انديشمندان، بزرگان و سياسيون با گرايشهاي مختلف و اثرگذاران بر جامعه در جهت تلاش براي ايجاد وحدت و همدلي بيش از پيش بين همه اقوام، اقشار، مذاهب و فرق موجود در كشور حول منافع ملي و مبارزه با توطئههاي استكبار جهاني، صورت گرفته است؛ لذا ابتداييترين اقدام براي تقويت و تحكيم وحدت و يكپارچگي ملت، رعايت حقوق اوليهي شهروندي است كه مورد توجه خاص دين اسلام و نيز همهي جوامع انساني و حكومتهاي مردمي است.
علي (ع) در اين باب به مالك اشتر ميفرمايد:مالك! مردم دو دستهاند. يا برادر ديني تو هستند و يا همنوع تو و مثل تو در خلقت، پس بايد رعايت حقوق همه را بنمايي.
اين بيان حضرت از اصول اساسي اسلام عزيز است كه امام خميني (ره) با همه وجود بر آن سيره و سنت پاي ميفشرد تا جايي كه وقتي در بولتن محرمانه اطلاعات، خبر تصرف مدرسهاي از هموطنان زرتشتي در يكي از شهرستانهاي يزد را خواندند، سريعا دستور برگرداندن مدرسه به هموطنان زرتشتي را صادر نمودند و با چنين عملي برخورد كردند. چگونه است كه در شرايطي كه ايران اسلامي نداي وحدت و انسجام اسلامي را براي جهان اسلام سر ميدهد، در نقطهي حساسي از ايران شاهد تفرقهافكني در بين مردم هستيم؟
اخيرا در شهرستان بروجرد شاهد ايجاد غائله بين برادران متدين و سادهانديش با دراويش آن شهرستان بوديم كه به صدمه خوردن و مجروح شدن تعداد زيادي از طرفين و بازداشت عدهي زيادي از دراويش و انتقال آنها به خرمآباد و نگراني و اضطراب خانمها و ويران شدن حسينيه منجر گرديد؛ غائلهاي كه ميتوانست با كمتوجهي نيروهاي متدين و شيطنت عوامل خودفروخته و با تحريك هموطنان درويش و متصوفه در نقاط ديگر كشور غائله ايجاد كند و مشكلي بر مشكلات كشور بيفزايد.
متذكر ميشود اينجانب نسبت به رعايت حقوق اوليهي شهروندان و حفظ امنيت و جان و مال مردم كه وظيفهي اوليه همه حكومتهاست و در قانون اساسي به رسميت شناخته شده، حساسيت داشته و تذكر ميدهم و اين به معني دفاع از انديشه يا تفكر خاصي نيست.
ايجاد غائله بروجرد بسيار مايه تاسف و تاثر گرديد، سوال اين است كه تخريب حسينيه دراويش در بروجرد و تحريك احساسات كساني كه مكرر وفاداري خود را به جمهوري اسلامي اعلام نمودهاند و به يگانگي خداوند اقرار و خود را مسلمان و شيعه ميدانند، با چه انگيزه و هدفي صورت ميپذيرد و چه كساني در نهان به تحريك نيروهاي مذهبي ميپردازند؟
يادآوري اين نكته ضروري است كه شهرستان بروجرد شهري مذهبي و عالمخيز است. شخصيتهاي ديني همچون آيتالله بحرالعلوم، حضرت آيتالله العظمي بروجردي و دانشمنداني همچو زرينكوب، دكتر شهيدي و شاعراني همچو اوستا را پرورانده است و مردم شريف بروجرد در نهضت امام (ره) ايثار و از خودگذشتگي نشان دادهاند و چه در بمبارانهاي هوايي توسط ارتش بعث عراق و يا در حضور جوانان اين شهر در جبهههاي دفاع مقدس، ضمن تقديم شهداي عزيز، در سختيها صابر و مقاوم بودهاند.
كروبي افزوده است: بنده به جهت اينكه اهل لرستان هستم و به حساسيتهاي منطقه به خوبي آشنايي دارم و بدين جهت در اوايل انقلاب به حكم و فرمان حضرت امام (ره) براي رفع اختلافات پيش آمده به استان عزيمت نمودم و بر اساس شناخت عميقي كه از استان لرستان دارم، از ايجاد چنين حوادثي احساس خطر مينمايم و انتظار دارم ريشه و عوامل حوادث اخير را كشف و با كساني كه كمترين حقوق شهروندي را رعايت نميكنند و خارج از قانون و خودسرانه باعث چنين حوادثي ميشوند، برخورد جدي نموده تا شاهد حوادث تلخ مشابهي در كشور نباشيم.
در همين جا با كلامي از امام (ره) مسووليت سنگين حضرتعالي و ديگر مسوولان ذيربط را يادآوري ميكنم كه فرمودند: «به وزراي كشور در طول تاريخ آينده توصيه ميكنم كه در انتخابات استاندارها دقت كنند، اشخاص لايق، متدين، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمايند، تا آرامش در كشور هر چه بيشتر حكمفرما باشد.»1.
دقت و درايت مسوولين محترم مانع ايجاد اختلاف و تحريك گروهها و فرقهها ميشود و در نتيجه آرامش بر كشور حكمفرما خواهد شد كه مهمترين نياز و ضرورت جامعه است.
آيا ورود خودسرانه افراد به حريم قانون و تشخيص جرم و صدور حكم و اجرا توسط افراد غيرمسوول باعث حرج و مرج و ناامني در كشور نميشود و نبايد با شدت با اينگونه اعمال سليقهها برخورد كرد.
مسوولين اين امر را در اين حادثه به اين سخن حضرت امام (ره) تذكر ميدهم كه فرمودند: «حقوق همه افراد چه برادرهاي اهل سنت و چه برادرهاي اهل تشيع و چه آنهايي كه اقليت مذهبي رسمي دارند. حقوق آنها هم در قانون اساسي محلوظ شده است و هم اسلام براي همه آنها حقوق قائل است و با عدل اسلامي رفتار ميكند»2.
جنابعالي و حجتالاسلاموالمسلمين جناب آقاي محسني اژهاي وزير محترم اطلاعات و استاندار محترم را به يك نكته متذكر ميشوم و آن اين است كه با همه توضيحاتي كه در مورد شهر عالمخيز و انديشمندپرور و شهيدداده بروجرد عرض كردم و جا دارد بيش از اين از مردم فهيم اين شهرستان گفته شود، لكن در دوران خفقان حكومت پهلوي كه در زندان بوديم اكثر زندانيان بروجردي در آن زندان از نيروهاي ماركسيستي بودند و اين نشاندهنده فعاليت گسترده اين گروه در شهر مذهبي و فرهنگي بروجرد بود لذا در اسفند 58 كه به همراه رياست مجلس وقت جناب آقاي رفسنجاني و نمايندگان مجلس شهرهاي لرستان به استان عزيمت كرديم، تنها شهري كه در آن مشكل بوجود آمد شهر بروجرد بود.
هنگام ورود به شهر بروجرد اين گروه مزاحمتهايي ايجاد كرده و شعارهاي مختلفي ميدادند و در خلال سخنراني ايشان نيز مزاحمتهايي ايجاد كردند. لذا نگرانم كه خداي ناكرده دست پنهان چنين افرادي در پشت حوادث اخير باشد تا بدست افراد مخلص و سادهانديش با جلوه دادن ناامني در كشور بخواهند انتقام خويش را از جمهوري اسلامي و مردم شهيدپرور بگيرند.
حفظ امنيت، جان و مال مردم از ابتداييترين وظيفه حكومت است و رعايت قانون و مقررات حداقل توجه به فرمايشات حضرت امام خميني(ره) و جلوگيري از قانونشكني مهمترين وظيفه مسوولان محترم و عزيز ذيربط ميباشد. حكومت بايد براي حفظ و تحكيم آرامش تلاش كند و از اقدامات نسنجيدهاي كه به برهم زدن جو آرام كشور كمك ميكند، جلوگيري نمايد.
حضرت امام خميني (ره) مكرر به رعايت قانون و مقررات از طرف همه اقشار جامعه تاكيد داشتند و رعايت قانون را سبب جلوگيري از ظلم و ستم ميدانستند و حركتهاي خودسرانه از ناحيه هركس را عامل هرج و مرج و زد و خورد و . . . اعلام ميكردند كه در اينجا به قسمتي از سخنان آن حضرت اشاره مينمايم كه فرمودند: «كار اصلاحي هم بايد روي آرامش باشد، نه اينكه هركسي هر كاري دلش ميخواهد بكند و بگويد كه انقلابي هستيم، ديگر نه دادگستري و نه قوانين و نه قوانين شرعي و نه هيچ چيز ديگر در كار نيست، ما ميخواهيم خودمان هر كاري دلمان ميخواهد بكنيم. نه خير، مساله اينطور نيست. در هيچ حكومتي؛ در حكومت عليابن ابيطالب هم اينجور نبود كه هرج و مرج باشد، هركس هر كاري دلش خواست بكند، اگر يك كار خلاف ميكرد حضرت امير ميآورد و حدش ميزد. اينطور مساله»3.
توفيق هرچه بيشتر جنابعالي و ديگر همكاران محترمتان را در انجام وظايف محوله از خداوند منان مسالت مينمايم.
هو
۱۲۱
حادثه قم تکرار شد.
حسینیه بروجرد به دست عدوان اسلام و تشیع به آتش کشیده شد .
به کدامین گناه ؟
به کدامین جرم؟
با کدامین مدرک؟
با چه منطقی؟
باید ببینیم چی دارند بگن.
البته مشخص است که چیزی که زیاد دارن رو است .
که می بینیم دراویش بدهکار هم شدند.
گفتند دراویش حمله کردن؟
واقعاْ گه
البته به قول بزرگمان
آب و خاک و گل همه جا هست.
هو
۱۲۱
بناهای تاریخی واقع در بیدخت
یخدان کوثر بیدخت
یخدان کوثر بیدخت به دست حضرت آقای صالحعلیشاه ساخته شده و در تابستان یخ مصرفی اهالی بیدخت از آنجا تامین میشده است


قلعه دختر شوراب - بیدخت
میگویند در زمان ساسانیان این قلعه بر روی قله کوهی قرار داشته و متعلق به دختر فرمانروایی بوده است . البته در حال حاضر تمام دیوارهای آن تا بالا از خاک پر شده است و هیچ کس در مورد ترمیم آن پیگیری نمیکند
شوراب در ۷ کیلومتری بیدخت قرار دارد
هو
۱۲۱
مزار سلطانی بیدخت گناباد یکی از بناهای معروف در شهر بیدُخت گناباد ایران است.
این مزار مدفن ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی ملقب به سلطانعلیشاه ، صوفی و عارف ، فیلسوف و عالم بزرگ قرن ۱۳ هجری ، قطب سلسله نعمتاللهی سلطانعلیشاهی مشهور به گنابادی ، صاحب تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده و کتب عرفانی منحصر به فرد و ارزشمند دیگر است . در کنار وی و در همین بقعه ۳ تن از اخلاف وی نیز دفن شدهاند : حاج شیخ محمدحسن بیدختی گنابادی ملقب به صالحعلیشاه ، صاحب کتاب پند صالح . حاج سلطانحسین تابنده گنابادی ملقب به رضاعلیشاه ، صاحب حدود ۲۰ عنوان کتاب فلسفی و عرفانی . و حاج علی تابنده ملقب به محبوبعلیشاه جانشین حضرت رضاعلیشاه .
بیدخت شهری کوچکی واقع در ۵ کیلومتری گناباد در خراسان است . هر ساله در مناسبتهای مذهبی مختلف پیروان و علاقهمندان سلسله سلطانعلیشاهی برای زیارت به این شهر میروند ، بطوریکه با وجود اینکه که این شهر غیر از مزار سلطانی محل دیدنی دیگری ندارد ، طبق اعلام رسمی سال گذشته۱۳۸۳ بعد از مشهد پربازدیدکنندهترین شهر ایران بوده است.
کتابخانه مزار سلطانی بیدحت گناباد که یکی از قدیمیترین کتابخانههای استان خراسان و ایران است سال گذشته در بنای جدید و بزرگی در کنار مزار سلطانی گشایش یافته است.
شرح مختصري از ساختمان بقعه
زمانيكه پيكر مطّهر مرحوم حضرت آقاي حاج ملّا سلطان محمد گنابادي (سلطانعليشاه) به خاك سپرده شد مجموعه مزار سلطاني تپهاي مرتفع و مجاور قبرستان و خالي از هرگونه ساختمان بود كه مرحوم حضرت آقاي حاج ملّاعلي نورعليشاه گنابادي فرزند ارشد و جانشين طريقتي ايشان، ابتدا آن تپه را تسطيح كرده که بعدها «صحن بالا» ناميده شد و بطور موقت اطاق كوچكي بر سر قبر بنا نمودند و در اطراف آن با نقشه كامل پايههاي قوي و ديوارهاي محكم و راهروهاي وسيع ساخته شد امّا چون دوره حيات ايشان پس از پدر بزرگوار مدّت زيادي طول نکشيد و در اين مدت گرفتار صدمات و اذيتهاي مخالفين بودند موفق به انجام ساختمان بقعه نشدند.
پس از رحلت حضرت آقاي نورعليشاه جناب آقاي حاج شيخ محمدحسن بيچاره بيدختي (صالحعليشاه) فرزند ارشد و خليفه ايشان منظور آن حضرت را تعقيب نموده و با جديتي خستگيناپذير در اتمام ساختمان بقعه و بنا و تكميل ساير قسمتهاي آن همّت گماشتند و پس از تكميل ديوارها، سقف بزرگ مرتفعي روي پايههاي اصلي به شكل گنبد زده شده و در تاريخ دهم ربيعالاوّل1345 هجري پوشش اوّل گنبد خاتمه يافت.
داخل بقعه بشكل مربع و به وسعت 8×8 متر ميباشد و ارتفاع سقف داخلي 5/14 متر است كه با وضع بسيار زيبا و جالب توجهي آئينهكاري شده و چهار در زيباي نفيس منبت شده از چوب گردو و شمشاد براي چهار طرف بقعه تهيه شد که عرض هريك از درها 45/2 متر و ارتفاع بدون هلال 88/2 متر و با هلال 68/3 متر است.
كاشي كتيبه داخل بقعه هم به خط ثُلث اسامي مباركه ائمه اطهار عليهم السلام و اولياي كبار است كه اسامي مقدّسه با طلا نوشته شده است.
ديوارهاي اطراف داخلي بقعه از كف تا ارتفاع 2/1 متر سنگ مرمر بسيار زيبائي نصب گرديده كه بر استحكام پايهها و زيبائي بقعه افزوده است.
در چهار طاقچه جنوبي بقعه شرح حال مختصر مرحوم حضرت آقاي سلطانعليشاه و در طاقچه پنجم شرح حال حضرت آقاي نورعليشاه و در سه طاقچه ديگر شرح حال حضرت آقاي صالحعليشاه روي كاشي تماماً به خط نستعليق توسط استاد عبدالرسولي نوشته و نصب شده است.
پوشش دوم گنبد در سال 1370 قمري با بتون آرمه و تيرآهن شروع شد و در مدت يكسال خاتمه يافت.
در سمت شمال صحن بالا، صحن ديگري است به نام «صحن پائين» كه از صحن بالا دوازده پله پائين ميرود و در سمت جنوب صحن بالا كه توسط نرده آهني جدا شده صحن وسيعي است با حجرات متعدّد و مفروش و داراي اثاثيه لازم به نام «صحن كوثر» و درسمت مغرب صحن پائين صحن جديدي توسط حضرت آقاي حاج سلطانحسين تابنده گنابادي(رضاعليشاه) ساخته شد كه محل اين صحن قبلاً كاروانسرا و مشهور به رباط بود كه توسط حضرت آقاي نورعليشاه ساخته شده بود. بقيه كاروانسرا را فرزندان حضرت آقاي صالحعليشاه وقف بر مزار نمودند حضرت آقاي رضاعليشاه اقدام به ساختمان آنجا به نام« صحن جديد» نمودند و حجراتي در قسمت شرقي صحن وصل به صحن پائين متصل به اطاقهاي غربي صحن پائين ساخته شد و صحن بسيار زيباي خوبي احداث گرديد كه تعداد صحنهاي مزار با اين صحن جديد چهار صحن ميشود.
نكته جالب اينكه در ساخت مزار نامبرده، حضرت آقاي نورعليشاه شخصاً، علاوه بر نظارت مستمر، خود نيز مانند بقيه كارگران بعنوان نماد (سمبليك) مشغول بكار ميشدند و به تأسي از ايشان بقيه فقرا و اقوام در كار ساختمان مزار شركت ميكردند. حتي منقول است وقتي آقاي رحمتعليشاه مدتي در بيدخت اقامت كرده بودند ايشان هم روزي چند ساعت در مزار براي كمك به كارگران مشغول به كار ميشدند و به اين ترتيب روح همكاري در ايجاد اين مكان مقدس كه هر كسي دلبستگي خاصّي به آن داشت در همه به وجود ميآمد.
اين رويه همين طور در زمان حضرت آقاي صالحعليشاه نيز ادامه يافت.
مرحوم آقاي سلطانعلي سلطاني در خاطرات خود نقل مينمودند كه حضرت آقاي صالحعليشاه نيز در موقع ساخت مزار متبرك خود با كارگران كار ميكردند و در موقع كار هريك از فقرا، ميهمانان را كه براي زيارت ايشان ميآمدند به كار دعوت مينمودند، از جمله آقايان مشيرالسلطنه و ديگران در اين كار شركت مينمودند. حتّي يك بار كه شوكتالملك در ضمن سفرش به زيارت ايشان آمده بود با كِبَر سن قدري كار كرد، ميگفتند در موقع ساخت گنبد همه اقوام و بستگان صفي تشكيل داده بودند و گِل و آجر را دست به دست ميدادند و خود حضرت آقاي صالحعليشاه در انتها، گِل را دريافت و گنبد را آجرچيني مينمودند تا كار گنبد به اتمام رسيد.
و با روية اتخاذ شده هريك از فقرا و اهالي محل خود را در اين مزار از نظر معنوي سهيم ميدانند.
حسينيه: در زمان حضرت آقاي نورعليشاه بناي حسينيهاي در سمت مغرب صحن بالا بطرز چهار طاقي ايجاد و در زمان مرحوم حضرت آقاي صالحعليشاه حسينيهاي بزرگتر در غرب حسينيه اول بهمان نقشه ساختمان شد كه بعداً حسينيه اوّلي جزء صحن گرديد و چون در اين اواخر گنجايش جمعييت را نداشت لذا در تابستان 1387 قمري توسط حضرت آقاي رضاعليشاه ساختمان ديگري به مساحت تقريبي 360 متر مربع وصل به حسينيه سابق بنا گرديد و در تاريخ رمضان سال 1388 قمري پايان يافت و در شب 21 رمضان همان سال افتتاح گرديد. اين حسينيه كه درب اصلي آن از صحن بالا باز ميشود، دربي هم به صحن مخصوص خودش دارد زيرا در قسمت جنوبي حسينيه نيز صحن مفصّلي با گلكاريهاي زيبا تأسيس شد كه يك در از حسينيه به آن صحن باز ميشود و آنرا«صحن تكيه» مينامند و مربوط به حسينيه است و در حقيقت پنجمين صحن مزار ميباشد.
كتابخانه: مزار متبّرك داراي كتابخانه رسمي است كه در سال 1303 شمسي از طرف حضرت آقاي صالحعليشاه در طرف شمال غربي صحن محلي براي ساختمان جديد كتابخانه پيريزي شد بعداً ساختمان كتابخانه توسط حضرت آقاي رضا عليشاه تعقيب و تكميل شد و در بيست و هشتم جمادي الاولي 1388 (1347 شمسي) مصادف با روز تولد حضرت آقاي سلطانعليشاه افتتاح گرديد. ولي متأسفانه سالها كمتر مورد استفاده قرار ميگرفت، تا اينكه كتابخانه بزرگ جديدي در بيرون از محوّطه در ضلع شمالي مزار توسط حضرت آقاي حاج دكتر نورعلي تابنده «مجذوب عليشاه» تأسيس و درسال 1383 شمسي افتتاح گرديد. اين كتابخانه در سه طبقه به متراژ 1500 مترمربع داراي سالن سخنراني، مخزن كتاب، موزه و سالن قرائت است كه اكنون مورد استفاده مراجعين قرار ميگيرد.
برگرفته از سایت تابنده http://tabandeh.mihanblog.com
در اولین روز سال 1989 میلادی، برابر با 11 دی ماه سال 1367 نامه معروف و تاریخی امام خمینی(ره) خطاب به میخائیل گورباچف، آخرین رئیس جمهور شوروی سابق در ارتباط با "مرگ کمونیسم" و "ضرورت پرهیز روسیه از اتکاء به غرب" منتشر شد.
متن کامل نامه امام خمینی(ره) به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای گورباچف!
صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا که پس از روی کار آمدن شما چنین احساس میشود که جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفتهاید و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم.
هر چند ممکن است حیطه تفکر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در کنار آن حل پاره ای از مشکلات مردم تان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مکتبی که سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فکر میکنید، اولین مسئله ای که مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دینزدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدیدنظر نمایید؛ و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممکن است از شیوههای ناصحیح و عملکرد غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است.
شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایهداری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکردهاید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند؛ چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شکل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.
جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بنبست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.
جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جواب گوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمیتوان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.
حضرت آقای گورباچف، ممکن است شما اثباتاً در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده باشید و از این پس هم در مصاحبهها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید؛ ولی خود میدانید که ثبوتاً اینگونه نیست. رهبر چین، اولین ضربه را به کمونیسم زد؛ و شما دومین و علی الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً میخواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا کنید که آخرین لایههای پوسیده هفتاد سال کژی جهان کمونیسم را از چهره تاریخ و کشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما که دلشان برای وطن و مردمشان میتپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیسم، که صدای شکستن استخوانهایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف کنند.
آقای گورباچف وقتی از گلدستههای مساجد بعضی از جمهوریهای شما پس از هفتاد سال بانگ « اللهاکبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت ـ صلیالله علیه و آله و سلم ـ به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهانبینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهانبینی خویش را « حس » دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمیدانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یکسره افسانه میدانند. در حالی که معیار شناخت در جهانبینی الهی اعم از «حس و عقل» میباشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم میباشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، میتواند موجود باشد. و همانطور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است.
قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد میکند و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست و گرنه دیده میشد. لن نومن لک حتی نری الله جهره میفرماید: لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر.
از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، که از نظر شما اول بحث است، اصولاً میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفة اسلامی، بیندازم. فقط به یکی ـ دو مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم میتوانند از آن بهره ای ببرند بسنده میکنم. این از بدیهیات است که ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان میبینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. میداند کجاست؛ در محیطش چه میگذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمیمیرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق میخواهد و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان میخواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینهها تحقیق کنید، میتوانید دستور دهید که صاحبان اینگونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشتههای فارابی و بوعلیسینا ـ رحمتالله علیهما ـ در "حکمت مشا" مراجعه کنند، تا روشن شود که قانون علیت و معلولیت که هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به کتابهای سهروردیـ رحمتالله علیه ـ در حکمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می باشد نیازمند است؛ و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألهینـ رضوانالله تعالی علیه و حشره الله مع النبیین والصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که:
حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.
دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا و بخصوص محیالدین ابنعربی نام نمی برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.
جناب آقای گورباچف، اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات، از شما میخواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که میتواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممکن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک میدانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید که دیگر اینگونه فکر نمیکنید که مذهب مخدر جامعه است.
راستی مذهبی که ایران را در مقابل ابرقدرتها چون کوه استوار کرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی که وسیله شود تا سرمایههای مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلکه مذهبی است که مردم ما آن را «مذهب آمریکایی» می نامند.
در خاتمه صریحاً اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمند ترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید و در هر صورت، کشور ما هم چون گذشته به حسن همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم میشمارد.
والسلام علی من اتبع الهدی
11/10/67
روحالله الموسویالخمینی
هو
۱۲۱
مزارسلطانی بیدخت
بيدخت از آباديهاي شهرستان گناباد است كه از شهرهاي باستاني ايران و محل زندگي بسياري از عالمان ودانشمندان ايراني بوده است .
اين شهر موطن و دارالارشاد و هم چنين مدفن حضرت آقاي حاج ملا سلطان محمد گنابادي ملقب به سلطانعلي شاه قطب سلسله نعمت اللهي در اواخر قرن سيزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجري قمري است و از زمان ايشان مورد توجه عموم مردم خصوصاً طالبان طريقت رضويه مرتضوي قرار گرفت و شهرت يافت به نحوي كه نام گناباد با نام ايشان مقرون شد .
بناي مزار سلطاني بيدخت در محل دفن آن جناب در بيدخت گناباد توسط جانشين ايشان ، حضرت آقاي حاج ملا علي نورعليشاه ثاني شروع شد . سپس ، اين بناتوسط جانشينان و فرزندان آن بزرگوار و هم چنين ارادتمندانشان توسعه يافت به نحوي كه به تدريج به صورت مجموعه اي وسيع مشتمل بر حسينيه ، كتابخانه ، مهمانسرا ، اطاقهاي پذيرايي زائرين و ... با معماري سنتي و زيبا در آمده است . اكنون مزار سلطاني بيدخت مورد توجه خيل كثير علاقمندان عرفان و تصوف اسلامي و مشتاقان زيارت مزار ايشان است كه مدفن حضرات اقطاب بعد از ايشان ، حضرت آقاي حاج محمد حسن صالح عليشاه ، حضرت آقاي حاج سلطان حسين تابنده رضا عليشاه و حضرت آقاي حاج علي تابنده محبوب عليشاه نيز مي باشد.
این شهر دارای 241 هکتار وسعت است و 5327 نغر جمعیت دارد که 24/22 درصد به کاربری مسکونی 55/25 درصد به شبکه معابر و 77/38 درصد اراضی بایر اختصاص یافته است . طرح قبلی جامع و تفصیلی شهر بیدخت در سال 1361 به تصویب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران رسیده است.